دشمن هر چند به ظاهر خود را دشمن معرفی نمی کند و در قالب دوست و خیرخواهی و این قبیل عناوین ظاهر می شود اما با توجه به رفتارهایش می توان پی برد که قصد دشمنی دارد. در مقاله حاضر راه های شناخت دشمن مورد بررسی قرار گرفته که با هم آن را از نظر می گذرانیم.
گره خوردن یهود با تحریف ؟
قرآن كريم كلمه تحريف را مخصوصا در مورد يهودي ها بكار برده و با ملاحظه تاريخ معلوم میشود كه اينها قهرمان تحريف در طول تاريخ هستند. نمیدانم اين چه نژادی است كه تمايل عجيبی به قلب حقايق و تحريف دارد لهذا هميشه كارهايی را در اختيار میگيرند كه در آنها بشود حقايق را تحريف و قلب كرد. من شنيده ام بعضی از همين خبر گزاري های معروف دنيا كه راديوها و روزنامه ها هميشه از اينها نقل میكنند منحصرا در دست يهودي هاست. چرا؟ برای اينكه بتوانند قضايا رادر دنيا آن طوری كه دلشان میخواهد منعكس كنند و قرآن چه عجيب درباره اينها حرف میزند. اين خصيصه يهوديان كه تحريف است، در قرآن بصورت يك خصيصه نژادی شناخته شده است. در يكی از آيات قرآن در سوره بقره میفرمايد: « افتطمعون ان يؤمنوا لكم »ای مسلمانان آيا شما طمع بستيد كه اينها به شما راست بگويند ؟ اينها همان ها هستند كه با موسی میرفتند و سخن خدا را می شنيدند اما وقتی كه برمی گشتند تا در ميان قومشان نقل كنند آن را زير و رو میكردند. « افتطمعون ان يؤمنوا لكم و قد كان فريق منهم يسمعون كلام الله ثم يحرفونه من بعد ما عقلوه و هم يعلمون »( 1 ). تحريف هم كه می كردند، نه از باب اينكه نمی فهميدند و عوضی بازگو می كردند، نه! اينها ملت باهوشی هستند و خوب هم می فهميدند، اما در عين اينكه خوب می فهميدند معذلك حرفها را، سخنان را به گونه ای ديگر برای مردم بيان میكردند. تحريف همين است. يعنی پيچ دادن، كج كردن چيزی، از مسير اصلی منحرف كردن. اينها در كتب الهی تحريف كردند. ”(2)
----------
(1) آيا طمع داريد كه يهودیان به دين شما بگروند در صورتی كه گروهی ازآنان كلام خدا را شنيده و بدلخواه خود آن را تحريف میكنند با آنكه در كلام خدا تعقل كرده معنی آن را دريافته اند . سوره بقره،75
(2) حماسه حسيني 1 / متفكر شهيد استاد مرتضی مطهری / صص 13 و 14
زبان عضوى است شگفت آور و در عمل داراى ميدانى بسيار گسترده، و ثوابش فوق العاده مهم، و عقابش سنگين، و عاملى است خوشحال كننده مخاطب، و آتشى است جگرسوز، و حافظى است كم نظير، و قاتلى است بي نظير، و گناهكارى است بي بديل و نيكوكارى است بزرگوار و كريم.
فيض در كتاب شريف محجة البيضاء مي گويد: زبان از نعمت هاى بزرگ خدا و لطائف شگفت آور حق است.
اندوختن دانش از طريق احسان
در سالى دچار قحطى كه مردم به شدت در سختى و مضيقه بودند طلبهاى از طلاب علوم دينيه ماده سگى را ديد افتاده و توله هايش به پستانش آويخته اند، به هر صورتى كه ماده سگ ميخواست برخيزد از ناتوانى و ضعف نميتوانست، رمق و نيروئى در بدن او نمانده بود و خود و بچه هايش در معرض مرگ بودند، طلبه دلش به شدت به حال سگ سوخت و براى كمك به او با تمام وجود تحريك شد، بناچار چون چيزى نداشت كه به او بدهد كتابش را فروخت و نانى تهيه كرد و نزد سگ انداخت.
سگ روى به آسمان برداشت و دوقطره اشك ازديده باريد و گويا به صاحب نان دعا كرد، شب هنگام در عالم رؤيا به او گفتند: ديگر زحمت تحصيل و مشقّت كسب علم را به خود راه مده ما به تو از جانب خود دانش عطا كرديم!! «1»
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
اگر به دنبال پیدا کردن عیب دیگران باشی خدای تعالی که دیگر قدرتی بالاتر
از قدرت حضرتش نیست دنبال عیب آدم می افتد و تا آبرویت را نبرد رهایت نمی کند
ولو در منزل نشسته باشی، تا دیگر دنبال عیب کسی نباشی.
بنده خدایی یک اشتباهی را انجام داده و حالا ترکش کرده
و آدم صالح و اهل عبادتی شده شما چه کار به گذشته اش دارید؟
برگرفته از کتاب " اخلاق در نهج البلاغه" جلد دوم صفحه 23
استاد قرائتي مي گويد: قرآن راجع به ازدواج مي گويد: ازدواج سومين نياز بشر است. اولين نياز بشر اكسيژن است. دو دقيقه نباشد، مي ميريم. دومين نياز بشر، غذا و آب است. سومين نياز بشر لباس است. قرآن مي گويد: «هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُن» (بقره/187) شما براي همسرتان لباس هستيد، همسر هم براي شما لباس است. يكي از آقايان پزشك يك شب منزل ما آمد، گفت: از اين كلمه «هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُن» پنجاه نكته درآوردم. البته خوب بعضي هايش هم درست نبود. ولي ده، پانزده مورد حرف جدي در آن بود. همسر لباس است، يعني چه؟ هوا داغ مي شود، لباس نازك مي شود. تا هوا سرد مي شود، لباس كلفت مي شود. يعني چه؟ يعني زن عصباني است، مرد كوتاه ييايد، تا مرد عصباني است، زن كوتاه بيايد. من عصباني هستم، عصباني هستي خانه نيا. چه كسي گفت: خانه بيا. برو هروقت خوش اخلاق شدي بيا. بابا حالا كه او عصباني است، بگو: خسته نباشي، مرهم بگذار و نمك نريز. زن عصباني است، مرد آرام باشد. نگويد: تو يكي، من هم يكي! حالا گفتي، حالا بشنو! همين كه ديد هوا داغ است، لباس نازك مي شود. هوا سرد است، لباس ضخيم مي شود. عصباني هستند، شما نرم باشيد. «هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُن» هم ما بايد لباس را حفظ كنيم، هم لباس ما را حفظ مي كند. همسران هم بايد همديگر را حفظ كنند.[1]
تذكر: آسان گيري در ازدواج به معناي آسان گيري در تحقيقات و رعايت همتايي و تناسب ها نيست، آسان گير بايد در تشريفات زائد و تكلفات ازدواج باشد.
پی نوشت :
استاد قرائتي، درس هايي از قرآن، آسان گيري در ازدواج و زندگي، تاريخ پخش: 18/02/93
همسرم براي مداوا و معالجه از من دور شده بود برايش چنين سرودم:
همسرم ، ای نور چشمم ، نعمت پروردگار
از چه تنهایم نهادی ، بی وفا ، در این دیار؟
بی نگاهت آسمانم خالی از خورشید گشت
زودتر باز آ که نورانی کنی این شام تار
سینه ام بی تو کویری خالی و خشکیده است
همسر ، ای باران رحمت ، بر دل شوهر ببار
بی تو دنیا را دگر هرگز نمی خواهد رضا
پیش من باز آ و دنیا را همه با خود بیار
هر نفس بودی کنارم در خوشی یا وقت غم
می شوم اینک من از بهر شما خدمتگذار
گر شوم خدمتگذارت نیست باکم نازنین
غیر خدمت بهر همسر ، بهترینم چیست کار؟
خدمتت سهل است ، حتی گر بدانم خِیرِ توست...
...می روم با جان و دل از شوق تو بالای دار
منتظر می مانم اینک با دلی مملو ز عشق
تا بیایی خانه ات ، تا این خزان گردد بهار
پی نوشت :
رضا دودانگه، ماهنامه خانه خوبان، شماره 84، 1394
بانو امين درباره امتيازات و خصوصيات زن در كتاب «به سوي خوشبختي» خود چنين مي نويسد :
*نخستین عامل خدادادی که در وجود زن است و راه وی را به حق نزدیک می کند، همان رقت قلب است که جبلی زن است ، قلب رقیق حساس و دل نازک و چشم گریان به حق نزدیک است.