آمار مطالب

کل مطالب : 334
کل نظرات : 49

آمار کاربران

افراد آنلاین : 0
تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 5
باردید دیروز : 0
بازدید هفته : 9
بازدید ماه : 110
بازدید سال : 650
بازدید کلی : 650
نویسنده : baran68
تاریخ : چهارشنبه 08 مهر 1394
نظرات 0

اسب و شمشير كافي نيست

روضه آن آدم را شنیده‌ای که امام حسین(ع) شخصاً به سراغش می‌روند و او را برای یاری دعوت می‌کنند؟ حتماً شنیده‌ای که طرف بهانه می‌آورد و دست آخر می‌گوید اسب و شمشیر خوبی دارد و حاضر است برای یاری دین خدا، آن‌ها را به امام بدهد... و شنیده‌ای که امام پاسخ می‌دهند: ما اسب و شمشیر نمی‌خواهیم، ما خودت را می‌خواهیم. نمی‌دانم پای این روضه بوده‌ای یا نه؟ و نمی‌دانم تو هم مثل من به حال چنین شیعه‌ای تأسف خورده‌ای یا نه؟ این را داشته باش تا برایت یک محاسبه ساده بکنم.

تعداد بازدید از این مطلب: 126
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : baran68
تاریخ : یکشنبه 05 مهر 1394
نظرات 0

مهریه معقول، مهریه است که سنت خدا و رسول اوست؛ مهریه‌ای که هم مرد توان پرداخت آن را داشته باشد و هم زن را از جوانب برخورداری از این حق، بهره‌مند سازد. آن‌چه رهبر انقلاب دراین‌باره می‌فرمایند به‌گونه‌ای، تشریح جوانب این اتفاق است: «این‌که می‌بینید ما گفتیم ۱۴ سکه بیشتر را عقد نمی‌کنیم، نه برای این است که ۱۴ سکه بیشتر اشکالی در ازدواج ایجاد می‌کند؛ خیر. چهارده‌هزار سکه هم باشد، ازدواج اشکالی ندارد، فرقی ندارد. این است که آن جنبه معنوی ازدواج، غلبه پیدا کند بر جنبه مادی. مثل یک تجارت و معامله نباشد. دادوستد مادی نباشد. اگر تشریفات را کم کردید، جنبه معنوی تقویت خواهدشد.» (خطبه عقد مورخه ۲۶/۱۰/۱۳۷۲)

تعداد بازدید از این مطلب: 125
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : baran68
تاریخ : یکشنبه 05 مهر 1394
نظرات 1

عاشق تیتــراژ آنشرلی بودم
" آنــه "
تکرار غریبانه روزهــایت چگونه گذشت؟
وقتی روشنی چشمهایت در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود
... بامن بگو از لحظه لحظــه های مبــهم کودکیت
از تنهایی معصومانــه دستهایت
آیا می دانی در هجــوم درد ها و غــم هایت
و در گیـر و دار مـلال آور دوران زندگـيت
حقیقـت زلالی دریاچــه نقره ای نهفته بود
" آنـــه "
اکنون آمده ام تا دست هایت را
به پنجه طلایی خورشیـد دوستی بسپاری
در آبی بیکران مهربانیها به پرواز درآوری و اینک
" آنــه "
شکفتن و سبز شدن در انتظار توست...

تعداد بازدید از این مطلب: 87
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : baran68
تاریخ : یکشنبه 05 مهر 1394
نظرات 0

شهید شیخ شعاعی از جمله شهدای بزرگواری است که پس از ۲۹ سال احراز هویت شد. خانواده این شهید عزیز ساکن قم هستند و پس از مراسم تشییع و وداع با پیکر مطهر شهید در قم در روز جمعه ۱۶ مرداد، پیکر این شهر برای تدفین به کرمان منتقل می‌شود.

متن ادبی شهید شیخ شعاعی خطاب به والدین و فرزندش چنین است:

پیامی به همسر گرامی و والدین ارجمندم

به دخترم دروغ نگویید!

نگویید من به سفر رفته‌ام

نگویید از سفر باز خواهم گشت

نگویید زیباترین هدیه را برایش به ارمغان خواهم آورد

به دخترم واقعیت را بگویید،

بگویید بخاطر آزادی تو

هزاران خمپاره دشمن

سینۀ پدرت را نشانه رفته‌اند

بگویید خون پدرت بر تمام مرزهای غرب و جنوب کشورش

پریشان شده است

بگویید موشک‌های دشمن

انگشتان پدرت را در سومار

دست‌های پدرت را در میمک

پاهای پدرت را در موسیان

سینه پدرت را در شلمچه

چشمان پدرت را در هویزه

حنجرۀ پدرت را در ارتفاعات الله اکبر

خون پدرت را در رودخانۀ بهمنشیر

و قلب پدرت را در خونین شهر پرپر کرده‌اند

اما ایمان پدرت در تمام جبهه‌ها می‌جنگد

به دخترم واقعیت را بگویید!

بگذارید قلب کوچک دخترم ترک بردارد و

نفرت همیشگی از استعمار در آن بدواند

بگذارید دخترم بداند که چرا عکس پدرش را بزرگ کرده‌اند

چرا مادر دیگر نخواهد خندید

چرا گونه‌های مادر بزرگش همیشه خیس است

چرا عموهایش، محبتی بیش از پیش به او دارند

و چرا پدرش به خانه بر نمی‌گردد

بگذارید دخترم به‌جای عروسک بازی

نارنجک را بیاموزد

به‌جای ترانه، فریاد را بیاموزد

و به‌جای جغرافیای جهان،

تاریخ جهان خواران را بیاموزد

به دخترم دروغ نگویید

نمی‌خواهم آزادی دخترم، قربانی نیرنگ جهان‌خواران باشد

به دخترم واقعیت را بگویید

می‌خواهم دخترم دشمن را بشناسد

امپریالیسم را بشناسد

استعمار را بشناسد

به دخترم بگویید من شهید شدم

بگذارید دخترم تنها به دریای خون شهیدان هویزه بیندیشد

سلام مرا به دخترم برسانید

و این اشعار را که نوشتم

برایش نگهدارید که بزرگتر شد

خودش بخواند

شهیدان زنده‌اند الله اکبر

بخون غلطیده‌اند الله اکبر

تعداد بازدید از این مطلب: 99
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : baran68
تاریخ : پنج‌شنبه 02 مهر 1394
نظرات 0

 

کسی که میگوید :

 

سر فلانی کلاه گذاشتم ،اشتباه میکند،بلکه فلانی سرش کلاه گذاشته است؛

 

چون حق بر گردن او پیداکرده است.روز قیامت نیکی هایمان را به محبوبترین فرد زندگیمان نخواهیم داد!

 

اما مجبور میشویم به کسی نیکی هایمان را بدهیم که از او متنفربودیم و غیبتش را کردیم!!!

 

گناه،خصوصا حق الناس ،اوج حماقت است نه زرنگی!

 

زرنگی ،بندگی خداست.

 

زندگی های ما ،همه نازرنگی است.

تعداد بازدید از این مطلب: 120
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : baran68
تاریخ : چهارشنبه 01 مهر 1394
نظرات 2

 " پروفسور حسابي "


زنده بودن حرکتی است افقی
از گهواره تا گور ......
اما زندگی کردن حرکتی است عمودی
از فرش تا عرش......


زندگی یک تداوم بی نهایت اکنون هاست.
ماموریت ما در زندگی
"بی مشکل زیستن " نیست
"با انگیزه زیستن " است.

تعداد بازدید از این مطلب: 102
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : baran68
تاریخ : چهارشنبه 01 مهر 1394
نظرات 0

زندگیتان به زیبایی گلستان ابراهیم

و پاکی چشمه زمزم

عاشقان عیدتان مبارک

 

لَنْ يَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا وَلَٰكِنْ يَنَالُهُ التَّقْوَىٰ مِنْكُمْ ۚ كَذَٰلِكَ سَخَّرَهَا لَكُمْ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَىٰ مَا هَدَاكُمْ ۗ وَبَشِّرِ الْمُحْسِنِينَ ﴿٣٧﴾

 

It is not their meat or blood that reaches God: It is the fealty of your heart that reaches him. That is why He has subjugated them to you that you may glorify God for having shown you the way. So give glad tidings to those who are doers of good«37»

 

هرگز گوشت‏هايشان وخون‏هايشان به خدا نمى‏رسد، بلكه تقواى شما به او مى‏رسد . اين‏گونه آنها را براى شما مسخّر كرد تا خدا را به [شكرانه] اينكه هدايتتان كرد به بزرگى ياد كنيد ؛ و نيكوكاران را [به لطف و رحمت خدا] مژده ده .

درادامه>>>>>>>

 

تعداد بازدید از این مطلب: 160
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : baran68
تاریخ : چهارشنبه 01 مهر 1394
نظرات 0

 

تعداد بازدید از این مطلب: 90
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : baran68
تاریخ : یکشنبه 29 شهریور 1394
نظرات 1

چرا باید نماز صبح را با صدای بلند خواند؟
این که می گویند مثلاً نماز صبح را با صدای بلند بخوانیم یعنی چطور؟ چقدر بلند؟ اگر به جهت رعایت حال کسانی که در خواب هستند با صدای آرام بخوانیم مشکل دارد؟ مثلاً مادر یا طفل کوچک ممکن است بر اثر صدای ما بیدار شوند. اساساً با صدای بلند خواندن واجب است؟ چون من ترجیح می دهم هیچ کس متوجه نشود که نماز می خوانم. این طوری راحت تر هستم و تمرکز خیلی بیشتری دارم.

تعداد بازدید از این مطلب: 123
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : baran68
تاریخ : یکشنبه 29 شهریور 1394
نظرات 0

ﻣﻦ ﮐﻪ ﺳﺎﻟﻬﺎﺳﺖ ﺩﺭ ﮐﻨﺞ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ
ﺗﺮﮐﻬﺎﯼ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺭﺍ ﻫﺎﺷﻮﺭ ﻣﯿﺰﻧﻢ
ﻭ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﺳﭙﯿﺪﻡ ﺭﺍ
ﺁﺧﺮ ﻫﺮ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﯾﮏ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺷﻤﺮﺩﻩ
ﺍﻡ ...
ﻣﻨﯽ ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻔﺘﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ
ﺍﺯ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺳﺮﺍﺯﯾﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ
ﻭ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﻫﺎ ﺩﯾﮕﺮ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ
ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺗﺪﺍﻋﯽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ ...
ﻟﺐ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﯼ،
ﺑﻪ ﮔﻤﺎﻧﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﻤﯿﺸﻨﻮﻡ ...
ﻣﺮﺍ ﺩﺳﺖ ﮐﻢ ﻧﮕﯿﺮ
ﻣﻦ ﺍﻧﻌﮑﺎﺱ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﺍﻡ

تعداد بازدید از این مطلب: 115
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران