آمار مطالب

کل مطالب : 334
کل نظرات : 49

آمار کاربران

افراد آنلاین : 0
تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 2
باردید دیروز : 6
بازدید هفته : 12
بازدید ماه : 113
بازدید سال : 653
بازدید کلی : 653
نویسنده : baran68
تاریخ : شنبه 29 فروردین 1394
نظرات 0

میتوان زیبا زیست
نه چنان سخت که از عاطفه دلگیر شویم
نه چنان بی مفهوم که بمانیم میان بد وخوب
لحظه ها می گذرند
گرم باشیم، پر از فکر وامید
عشق باشیم و سراسر
خورشید
زندگی همهمه مبهمی از رد
شدن خاطرهاست
هر کجا خندیدیم، هر کجا
خندانیم
زندگانی آنجاست
بی خیال همه تلخی ها

ما برای اوقات خواب خودافسوس می ‏خوریم که چرا برای نماز-شب بیدار نمی ‏شویم
، در صورتی که اوقات بیداری را به غفلت می ‏گذرانیم!

زیرا اگر در بیداری به توجّه و بندگی مشغول بودیم، توفیق بیداری شب را نیز
برای تهجّد و خواندن نافله‏ ی شب و تلاوت قرآن پیدا می‏ کردیم
آیت-الله-بهجت


علامه محمد تقی جعفری ره میگفتند:

برخی ازجامعه شناسان برتر دنیا در دانمارک جمع شده بودند تاپیرامون موضوع مهمی به بحث و تبادل نظر بپردازند.
موضوع این بود:
ارزش واقعی انسان به چیست؟

برای سنجش ارزش بسیاری ازموجودات،معیار خاصی داریم.
مثلا معیار ارزش طلا به وزن و عیار آنست.معیار ارزش بنزین به مقدار و کیفیت آنست.معیار ارزش پول پشتوانه آنست؛
اما معیار ارزش انسانها درچیست؟

هر کدام ازجامعه شناسان،سخنانی گفته و معیارهای خاصی ارایه دادند.
هنگامی که نوبت به بنده رسید،گفتم:

اگر میخواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش دارد،ببینید به چه چیزی علاقه دارد و
به چه چیزی عشق میورزد.

کسیکه عشقش یک آپارتمان 2طبقه است،در واقع ارزشش بمقدار همان آپارتمان است. کسیکه عشقش ماشینش است،
ارزشش بهمان میزان است.

اما کسیکه عشقش خدای متعال است،
ارزشش به اندازه خداست.

علامه فرمودند:
من این مطلب را گفتم و پایین آمدم.
وقتی جامعه شناسان سخنان من را شنیدند،
برای چند دقیقه روی پای خود ایستادند
و کف زدند.
هنگامیکه تشویق آنها تمام شد،
من دوباره بلند شدم و گفتم:
عزیزان،این کلام علی (ع) بود.

تعداد بازدید از این مطلب: 208
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران