آمار مطالب

کل مطالب : 334
کل نظرات : 49

آمار کاربران

افراد آنلاین : 0
تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 0
باردید دیروز : 2
بازدید هفته : 11
بازدید ماه : 112
بازدید سال : 653
بازدید کلی : 653
نویسنده : baran68
تاریخ : یکشنبه 16 فروردین 1394
نظرات 1

شلوار خانمتو چند خریدی؟

مثل همیشه روی میز آرایشش پر از لوازم آرایش بود و برای انتخاب رنگ ها دو دل بود .

نه این رنگ به موهام نمی یاد ، نه این رنگ به گونم نمی یاد ، آها این دیگه از همه قشنگ تره !

با وسواس تمام شروع به نقاشی صورتش کرد .

موهای مش شده اش را تا نیمه با شال رنگی اش پوشاند و در آینه به خود لبخندی زد و با ژستی از اتاق بیرون آمد .

ببین عزیزم ، خوشگل شدم ؟

آره مثل ماه شدی ! اما حیف پاهات نیست با این جوراب ها ، بابا جوراب و در بیار !

باشه عزیزم !

به خیابان که رسیدند ، گویا تمام شهر خیره به این زوج خوشبخت شده بودند ، از کنار هر مغازه ای که می گذشتند بدون شک همه خیره به آنها تا آن دورها تعقیبشان می کردند .

ببین عزیزم همه نگام می کنند ، مثل این که با این لباس و این آرایش خیلی جذاب شدم !

آره دیگه شکار خودمی دیگه ، من الکی که انتخابت نکردم ...

از پاساژ پوشاک بیرون آمدند .

عزیزم فکر کنم این پسره از صبح دنبالمون می یاد !

نه فکر نکنم ، خوب بزار بیاد ، اونم از شهر استفاده کنه !

کم کم جوان به آنها نزدیک می شد و هر جا می ایستادند ، توقف می کرد !

هوا کم کم تاریک شده بود که به کوچه ی خلوتشان رسیدند .

وا این هنوز دست از سرمون بر نداشته !

جوان جلو آمد و نگاهی به زن کرد و نگاهی به شوهرش ...

ببخشید یه سئوال داشتم !

بفرمائید ؛ از صبح برای یه سئوال خودت و خسته کردی و دنبالمون می یایی؟

ببخشید می خواستم بدونم شلوار خانمت و چند خریدی این قد قشنگه ....

مرد با عصبانیت به پسر جوان خیره شد !

اما جوان بدون اینکه منتظر جوابش باشد با پوزخندی از انجا دور شد ...

و تنها چیزی که در آن تاریکی دیده می شد ، ساپورت سفید همسرش بود ...

تعداد بازدید از این مطلب: 210
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : baran68
تاریخ : یکشنبه 16 فروردین 1394
نظرات 0

مادرم ! عالم همه مبهوت و حيران ِ شماست

آسمانها و زمين هم تحت ِ فرمان شماست

عالمي را با نگاه خود مسلمان مي كند

هر كه تسليم شما گشته مسلمان شماست

ما كه تنها ريزه خوار ِ خوان ِ لطفت نيستيم

رزق ميكائيل هم از سفره و خوان شماست

صور اسرافيل با ذكر تو احيا مي كند

جان عزائيل هم در مشت دستان شماست

اينهمه از تو نوشتم خوب ميدانم كه اين

قطره اي ناچيز از درياي احسان شماست

گر چه ناچيزم ولي دلبسته ي كوي توأم

شكر حق بي بي كه دست من به دامان شماست

تعداد بازدید از این مطلب: 226
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : baran68
تاریخ : یکشنبه 16 فروردین 1394
نظرات 1

بانوی محجبه ...
.
احسنت خواهرم...
.
��زمانی که با وقار قدم بر میداری...باد که چادرت را پریشان میکند و تو دست هایت را نذر مرتب کردنش می کنی... .
.
و دلت شور این والا نعمت الهی حجابت را میزند....
.
��خدا آن بالا قدح قدح غرور می فروشد به فرشتگانش که این بود بنده ای که گفتم سجده اش کنید...
.
��اشرف مخلوقاتم را بنگرید که چه عاشقانه برایم بندگی میکند...
.
زیر لب زمزمه کن هذا من فضل ربی الحمدلله....

تعداد بازدید از این مطلب: 189
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : baran68
تاریخ : یکشنبه 16 فروردین 1394
نظرات 0

لطفا سیب زمینی نباش!

برادر من، دوستم، رفیق گلم ، یه خواهش دارم ازت لطفا سیب زمینی نباش

آره درست شنیدی سیب زمینی نباش، سیب زمینی نسبت به همه چیز بی تفاوته ولی تو نباش

برات مهم باشه همسرت، خواهرت، دخترت، مادرت

برات مهم باشه که مردم هدفشون از زل زدن به ناموست چیه و نذار بهت بگن سیب زمینی

غیرت، غیرت، غیرت

برادر من یه خواهش ازتون دارم غیرتت را به باد فراموشی نسپار

تعداد بازدید از این مطلب: 290
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : baran68
تاریخ : یکشنبه 16 فروردین 1394
نظرات 0

عناصر نجیب

عناصر گروه آخر جدول تناوبی

گازهای نجیب را می گویم

چه ویژگی قشنگی دارند

بی رنگ

بی بو

میل به ترکیب شدن ندارند

کمیاب اند

تا زمان واکنش اصلی با هیچ عنصر بیگانه ای ترکیب نمی شوند

بانو بیا عنصر نجیب باشیم

حتی اگر جایمان را در ردیف آخر جدول جامعه بگذارند

تعداد بازدید از این مطلب: 252
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : baran68
تاریخ : یکشنبه 16 فروردین 1394
نظرات 0

حکایت مؤمنی که خداوند را ناظر بر اعمالش می‌بیند

یک جوان از عالمی پرسید: من جوان هستم و نمی توانم خود را از نگاه به نامحرم منع کنم، چاره ام چیست؟

عالم نیز کوزه ای پر از شیر به او داد و به او توصیه کرد که کوزه را سالم به جایی ببرد و هیچ چیز از کوزه بیرون نریزد و از شخصی درخواست کرد او را همراهی کند و اگر شیر را ریخت جلوی همه ی مردم او را کتک بزند!

جوان کوزه را سالم به مقصد رساند و چیزی بیرون نریخت.

عالم از او پرسید: چند دختر سر راهت دیدی؟

جوان جواب داد: هیچ!؛ فقط به فکر آن بودم که شیر را نریزم که مبادا در جلوی مردم کتک بخورم و خار و خفیف شوم.
عالم گفت: این حکایت مؤمنی است که همیشه خدا را ناظر بر کارهایش می بیند و از روز قیامت و حساب و کتابش که مبادا در منظر مردم خار و خفیف شود بیم دارد...

تعداد بازدید از این مطلب: 225
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : baran68
تاریخ : یکشنبه 16 فروردین 1394
نظرات 0

ظاهر پاک باطن پاک و ظاهر پلید باطن پلید

تا حالا دقت کردین وقتی با یه دختر بدحجاب یا مثلا کمی بی بند و بار میخواید بحث کنید ، تا اسم پاک بودن رو میارید سریع براتون ژس فهمیده هارو میگیرن که والا آدمظاهرش پاک باشه مهم نیست مهم دله که باید پاک باشه و … از این قبیل توجیح ها ! اما اصل موضوع به یه چیز دیگه اشاره میکنه که واقعا آیا این حرف نسبتی با دین اسلامداره یا که نه جز توجیح های من در آوردی هستش ..!

دوستانی که نهج البلاغه رو خوندن میدونند ، این کتاب واقعا بعد از قرآن پر معنی ترین کتاب در کل تاریخ عالمبشریت هستش ! حضرت علی (ع) تو خطبه 154 خودش واقعا یه حرف خیلی خوبی رو میزنه که دقیقا و کاملاجواب این دسته افراد رو میشه داد …!

حضرت علی (ع) :

بدان که هر ظاهری باطنی متناسب با ظاهر خود دارد !آنچه ظاهرش پاکیزه است باطنش نیز پاکیزه است ! و آنچه ظاهرش پلید است باطنش نیز پلید است …!

با توجه به حدیث بالا به این نتیجه میشه رسید که ظاهر پاک باطن پاک میاره و برعکس ، پس اینکه یه عده آدم که از لحاظ پوشش نامناسب خود سعی میکنند دین رو هم زیر سوال ببرند از بی بصیرتی خودشون آب میخوره ! چه بسا اونایی که ظاهرشون بده نمیشه گفت میتونه باطنشون خوب باشه ولا غیر …

پ.ن : یه عده میگن بعضی ها هم هستن مذهبی نما هستن پوشش خوب دارن ولی زیر اون پوشش خوب باطنی بد دارند ، ! حرفشون درسته واقعا ولی باید قبول کردهر پوششی پوشیدگی نیست میتونه پوسیدگی هم باشه…

 
تعداد بازدید از این مطلب: 555
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : baran68
تاریخ : یکشنبه 16 فروردین 1394
نظرات 0

ﻣﮕﺮ ﺍﯾﻦ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﺩﻟﺒﺮﯼ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ؟

ﻧﯿﺸﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ :
ﻣﮕﺮ ﺍﯾﻦ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ
ﺩﻟﺒﺮﯼ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ؟
ﻣﮕﺮ ﺍﯾﻦ ﭼﺎﺩﺭﯼ ﻋﻬﺪ ﻗﺠﺮ
ﻋﺸﻮﻩ ﻫﻢ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﺪ؟
ﺭﺍﺯ ﺻﯿﺪ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ؟
ﺑﺎ ﺩﻭ ﺟﻤﻠﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺑﮑﻨﺪ ﻣﺴﺖ ﺩﻟﯽ؟
ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﻫﻤﻪ ﻓﺮﻫﺎﺩ ﮐﻨﺪ؟ﻫﻤﻪ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺑﺸﻮﻧﺪ؟
ﺭﺍﻩ ﺭﻓﺘﻦ ﮐﻪ ﮐﻨﺪ ﻣﻨﮓ ﺩﻝ ﻫﺮ ﭘﺴﺮﯼ
ﻫﯿﭻ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ ﺍﻭ؟
ﺗﻮ ﺑﮕﻮ ﺍﺻﻼ ﻧﺎﺯﯼ ﺑﻪ ﺻﺪﺍﯾﺶ ﺑﺎﺷﺪ؟
ﭼﺸﻤﮏ ﭘﺮ ﻫﻮﺳﯽ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﺪ؟
ﺟﻠﻮﻩ ﯼ ﺗﻦ، ﺭﺥ ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﺍﺩﺍ ﻣﻠﺘﻔﺖ ﺍﺳﺖ؟
ﻫﯿﭻ ﺍﺯ ﻟﺬﺕ ﺧﻨﺪﯾﺪﻥ ﻭ ﻣﺴﺘﯽ ﺩﺍﻧﺪ؟
ﺗﺎﺏ ﮔﯿﺴﻮ ﺑﻠﺪ ﺍﺳﺖ؟
.
.
ﻣﻦ ﻫﻤﻪ ﺵ ﺯﯾﺮ ﻟﺒﻢ ﺧﻨﺪﯾﺪﻡ
ﺍﻭ ﭼﻪ ﺩﺍﻧﺪ ﺗﻮ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺩﻝ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﯼ؟
ﺍﻭ ﭼﻪ ﺩﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺯﻥ ﻭ ﮔﻮﻫﺮ ﻫﺴﺘﯽ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ ؟
ﯾﺎﺩ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﻧﺨﺴﺘﺖ ﺑﻮﺩﻡ
ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﺳﺎﺩﮔﯽ ﻭ ﺣﺠﺐ ﻭ ﺣﯿﺎ ﻣﯽ ﺭﻓﺘﯽ
ﻧﻪ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ
ﻧﻪ ﺯﺩﯼ ﭼﺸﻤﮏ ﻭ ﻧﻪ ﺧﻨﺪﻩ ﯼ ﺑﯽ ﺟﺎ ﻧﻪ ﺳﺨﻦ
ﻧﻪ ﺗﻨﺖ ﺟﻠﻮﻩ ﮔﺮ ﻭ ﻋﺸﻮﻩ ﮐﻦ ﻣﺮﺩﯼ ﺑﻮﺩ
ﻧﻪ ﺻﺪﺍﯾﺖ ﻧﺎﺯﮎ
ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺳﺎﺩﮔﯽ ﻭ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ
ﺩﻝ ﻣﻦ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﯼ؟

ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﻣﻦ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﻫﻢ ﺧﻨﺪﯾﺪ
ﻫﺮ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻣﺒﻬﻮﺕ ﺷﺪﻩ
ﻫﺮ ﻣﻠﮏ ﮔﺮﺩ ﺗﻮ ﻣﯽ ﭼﺮﺧﯿﺪ ﻭ
ﺑﺎﻟﻬﺎﯾﺶ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺧﻮﺵ ﺁﻣﺪ ﮔﻔﺖ
ﻣﺎﻩ ﺑﺎﻧﻮ،ﻋﺴﻞ ﭼﺎﺩﺭﯾﻢ
ﺍﯼ ﺑﻪ ﻗﺮﺑﺎﻥ ﺣﯿﺎﯾﺖ ﺧﺎﻧﻮﻡ
ﻣﺮﺩ ﺍﮔﺮ ﻣﺮﺩ ﺑﻮﺩ
ﻟﺬﺕ ﺍﻭ ﻋﻔﺖ ﺗﻮﺳﺖ
ﭼﻠﭽﺮﺍﻍ ﻧﻔﺴﺶ ﭼﺎﺩﺭ ﺗﻮﺳﺖ .
ﺍﯼ ﺑﻪ ﻗﺮﺑﺎﻥ ﺣﺠﺎﺑﺖ ﺑﺎﻧﻮ
ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﺧﻮﺏ ﺑﺪﺍﻥ
ﻫﻤﻪ ﯼ ﻋﺸﻖ ﻣﻦ ﺍﺯ ﭼﺎﺩﺭ ﺗﻮﺳﺖ

تعداد بازدید از این مطلب: 432
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : baran68
تاریخ : یکشنبه 16 فروردین 1394
نظرات 0

اه درک نام سال، کشف مفروضاتی است که پیش از آن بنا شده است. نام سال دو فرض اصلی دارد: یکی آنکه همچون حلقات به‌هم‌پیوسته و زنجیره‌ای است. «من سال ۸۶ در صحن مطهر علی‌بن‌موسی‌الرضا (علیه‌الصلاه و السلام) در سخنرانیِ اول سال گفتم که اینها (دشمن) دارند مسئله‌ی اقتصاد را پیگیری می‌کنند؛ بعد هم آدم می‌تواند فرض کند که این شعارهای سال حلقه‌هائی بود برای ایجاد یک منظومه‌ی کامل در زمینه‌ی مسائل اقتصاد.» ۱۳۹۱/۵/۳ [۱] در این نگاه عناوین سال‌ها در کنار هم به هم معنا می‌دهند.

فرض دوم هم اینکه رهبر حکیم انقلاب تلاش دارند تا نام سال را براساس چالش‌ها، کمبودها و فرصت‌های پیش‌رو ارائه دهند؛ مثلاً اینکه چون در سال ۹۲ حماسه‌ی اقتصادی محقق نشد، یکی از پایه‌های نام سال ۹۳ را اقتصاد گذاشتند؛ یا برای سال ۹۴ هم با اشاره به فرصت‌هایی که در ظرفیت ملت ایران است اشاره شد به اینکه «آرزوهای بزرگی برای ملت عزیزمان داریم که همه‌ی این آرزوها هم دست‌یافتنی است. آرزوهای بزرگ ما برای ملت در این سال، پیشرفت اقتصادی است.» ۱۳۹۴/۱/۱ [۲]

 

تعداد بازدید از این مطلب: 312
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : baran68
تاریخ : یکشنبه 16 فروردین 1394
نظرات 0

برخی القا می کنند که الزامی بودن حجاب در جامعه ناشی از نوعی تحجر است برخی نیز به اسم روشنفکری و دفاع از حقوق زن و ... بر طبل آزادی در امر پوشش اسلامی می کوبند.
 
البته این تفکرات و القای شبهات مربوط به سالهای پس از انقلاب نیست بلکه قبل از پیروزی انقلاب نیز با هدف نشان دادن چهره غیر واقعی و ایجاد فضای غبار آلود نسبت به حکومت اسلامی از طرف دشمنان اسلام به این شبهات دامن زده می شد.

تعداد بازدید از این مطلب: 254
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران