اجازه بدهید صادق باشیم: وقتی به تازگی وارد رابطهای میشویم، با عینک خوشبینی به طرفمقابل و رابطهمان نگاه میکنیم.
همه اشکالاتی که در طرفمان میبینیم را خیلی راحت کنار میگذاریم: از معرفی کردن شما به خانوادهاش خجالت میکشد؟ میگویید هیچ اشکالی ندارد به موقعاش این کار را خواهد کرد. آنقدر شلخته است که همیشه دور تا دور خانهاش ظرف و لباس کثیف پخش شده است؟ میگویید اشکالی ندارد خودتان به اندازه کافی منظم هستید که بتوانید هر دوتان را نظم بدهید.
اما وقتی نسبت به رابطهتان واقعبینتر میشوید، همین موضوعات جدیتر به نظرتان میرسد. در زیر به ده علامت هشدار اشاره میکنیم که نشان میدهد باید نسبت به رابطهتان نگران شوید.
زندگی فراز و فرود زیادی دارد. هر چه سن آدم بالاتر می رود، به بار تجربه هایش اضافه می شود، نگاهش تغییر می کند و آرزوهایش دیگر آنهایی نیستند که در بچگی داشته. تغییر خیلی هم خوب است اما اگر در جهت درست باشد و انسان را به اهداف بلند و جایگاه شایسته برسانند.
برای اینکه از همان ابتدای جوانی بتوانیم با روش درست زندگی آشنا شویم، باید مسایلی را یاد بگیریم و تمرین کنیم که عقل و دل هر دو آن را تایید می کنند. در همین راستا، ما یک سری مسایل را که خوب است انسان تا پیش از ۳۰ ساگی بداند و یاد بگیرد، انتخاب کرده ایم که امیدواریم مفید و کاربردی باشند. همراهمان باشید.
اين روزها آمار طلاق از هميشه بالاتر رفته است و شايد يكي از علتهاي اصلي اين آمار بالا بهدست نياوردن شناخت كافي در دوران آشنايي است. دختر و پسرهاي زيادي هستند كه گمان ميكنند تنها وجود عشق و علاقه براي ازدواج كافي است ولي گاهي همين عشق مانع شناخت درست ميشود و چشمان 2 طرف را كور ميكند. اما اگر خود شما یا یکی از نزدیکانتان تا به حال عاشق شدهباشید اذعان میکنید که آدم عاشق خیلی عقلانی تصمیم نمیگیرد و خیلی سخت میتواند منطقی باشد ، در اینجا قصد داریم به شما کمک کنیم حتی اگر عاشق هم هستید چشمانتان را باز کنید و ما شما را از تمام اشتباهات پیش از ازدواج آگاه کنیم.
تحصیل موضوعی باارزش در جامعه به شمار میرود. در مدرسه تاریخ انسانیت را به شما آموزش میدهد و کمکتان میکند در زمینه کاری خودتان استاد شده و برای کار کردن در دنیای واقعی آماده شوید. بدون آموزش و تحصیلات خوب، دستیابی فرد به موفقیت دچار مشکل خواهد شد.
آموزشهایی که مدرسه و دانشگاه ارائه میدهد، با درسهایی که زندگی به اجبار به شما می آموزد قابل قیاس نیست. زندگی ما را به سمت موقعیتهایی سوق می دهد که خیلی وقتها باعث ویرانی ما میشود اما در عین حال به ما قدرت میدهد. خیلی وقتها بارها و بارها زمینمان میزند تا توانایی ما برای برخاستن دوباره را بسنجد. زندگی ما را تا مرز شکستن خم میکند تا استقامت و انعطافپذیری درونیمان را بالا ببرد. بله باید بجنگیم اما از طریق همین جنگیدنهاست که خواهیم درخشید.
همه ما در مسیر زندگی با موانعی روبه رو میشویم. زندگی هم مثل کلاس درس، هفت درس مهم به ما میدهد. رد شدن از این هفت آزمایش زندگی نیازمند عبور کردن از یکی، قویتر شدن و رفتن به مرحله بعدی است.
اول دور وبرت رو خوب نگاه کن...دقیق تر!
نه اون دور ها...خیلی نزدیک...خیلی خیلی نزدیک
بعد بگو تنهام...بعد بگو دور و برمو خالی کردن
"و نحن اقرب الیه من حبل الورید"...
برای خدا فرقی نمیکنه که چقدر ازش دوری...که چقدر به یادش نیستی
داره میگه ما از رگ گردن بهت نزدیک تریم
شاید انقد بهت نزدیکه که نمیبینیش...مثه اون دوستی که عینک به چشمش بود و داشت دنبالش میگشت!
بعضیامون اونقدر با خدا قهریم که رومون نمیشه بی مقدمه بریم سراغش
اصلا...بیایم از پدرمون بخوایم که دستمونو بذاره تو دست خدا
آخه خیلی خاطرشو میخوان...
سلام محبوب خدا!
از تل زینبیه که وارد حرم حضرت سیدالشهدا علیه السلام میشوی اول باید قبر "ابراهیم مجاب" را زیارت کنی
ابراهیم مجاب کيست؟:
ابراهیم پدر و مادری داشت پیر و فرتوت
هر هفته شبهای جمعه به رسم ادب یکی از آنان را (به نوبت) بر دوش خود به زیارت امام حسین علیه السلام میبرد اگر چه در این راه بسيار اذیت میشد
این شب جمعه موصوف پدر را بزیارت برد اما در بازگشت مادرش به او گفت ابراهیم پسرم به دلم برات شده که هفته دیگر در دنیا نخواهم بود بیا و مرا هم همین هفته به زیارت مولا و آقايم امام حسین علیه السلام ببر
و ابراهیم که از شدت درد کمر رنج میبرد به رسم ادب مادر را بر دوش گرفته و راهی حرم میشود و در مسیر از شدت درد به نجوای با امام مشغول میشود که :
آقا آیا این خدمت را از من قبول میکنی؟
آیا اين خدمت جبران گوشه ای از زحمات مادرم خواهد بود؟
آیا...؟
و مادرش نیز آرام بر دوش ابراهیم و در بیخ گوش فرزند اینگونه با خدای خویش راز میگوید که:
"الهی امام حسین جواب این زحمت و خوبی تورا بدهد مادر"
ابراهیم مادر بر دوش وارد حرم شده و در مقابل مضجع شریف عزیز دل فاطمه سلام الله علیهما میگوید:
"السلام علیک یا ابا عبدالله"
اما همه آنهایی که در حرم بودند به گوش خود می شنوند که از داخل ضریح مطهر صدایی بس دل نواز پاسخ میگوید:
"و علیک السلام یا ابراهیم"
از این پس برخی علما و بزرگان و مردم در حرم به انتظار ابراهیم مينشستند تا وارد شده و سلام دهد و جواب امام را بشنوند وبه همین او را ابراهیم مجاب (یعنی اجابت شده از سوی أقا) ناميدند
سالها بعد هم که ابراهیم از دنیا رفت به هدایت امام حسین علیه السلام در محل فعلی به خاک سپرده شد و اينک هرکس از تل زینبیه وارد حرم شود لاجرم ۲ بار ابراهیم را زیارت خواهد کرد
دوستان اگر میخواهید مورد توجه ائمه معصومین علیهم السلام قرار گیرید ادب نسبت به والدین( زنده یا متوفي) را فراموش نکنيد
در میان 27 نوع احساس ، حس " غم " با 120 ساعت ، ماندگارترین حس در بدن انسان است .
محققان بلژیکی با مطالعه روی 233 دانش آموز دبیرستانی ، دریافتند که احساسات 19 گانه غم ، شادی ، نفرت ، درماندگي ، حسادت ، آرامش ، اشتیاق ، ستایش ، استراحت و آسودگی ، گناه ، استرس ، غرور ، گیجی ، عصبانیت ، تحریک ، ترحم ، تحقیر ، ترس ، شرم ، انزجار طول عمر مشخصی دارند .
در این میان ،" غم " با 120 ساعت ماندگارترین حس است اما شادی فقط 36 ساعت عمر دارد ، در توضیح این علت ، آمده است : از دست دادن یا دوری از عزیزان ، به این دلیل غیر قابل تحمل است که احساس اندوه ناشی از آن ، 240 برابر بیشتر از سایر احساس ها نظیر شرم ، شگفتی و خشم طول می کشد ، حادثه های پی در پی ، اندوه انسان را بیشتر می کند و معمولا مردم ، زمان طولانی تری لازم دارند تا بر آن غلبه کنند بدون آنکه واقعا به ماهیت اندوه خود پی ببرند .
براساس این تحقیق ، میزان ماندگاری احساس به ترتیب عبارتند از : غم 120 ساعت ، نفرت 60 ساعت ، شادی 36 ساعت ، درماندگي ، امید ، اضطراب ، ناامیدی و خشنودی 24 ساعت ، حسادت 15 ساعت ، آرامش 8 ساعت ، اشتیاق 6