نویسنده : baran68
تاریخ : پنج‌شنبه 20 فروردین 1394
نظرات 0

صبح یک روز عادی در یک مترو ، نوازندۀ ویولونی بساطش را پهن کرد و شروع به نواختن موسیقی نمود ، اودر عرض 45 دقیقه بهترین موسیقی ها را نواخت ،مردم با شتاب از کنارش رد می شدند گاهگاهی اندک نفری از آنها چند دلاری به جلو پایش می ریخت ، او تا ظهر آنجا نواخت و تنها دو سه دلاری جلو پایش ریخته شد و چند کودک به مدت چند لحظه کوتاه به تماشایش پرداختند. اما کسی نفهمید ،او جاشوابل بزرگترین موسیقیدان ویولن که تنها برای یک ساعت حضور در سالنی که او برنامه داشت ، می بایست در صورتیکه شانس یارتان باشه با صدهاهزار دلار پول به ملاقاتش بروید. این داستان همه زندگی ماست، آدمهایی که در عصر سرعت زندگی می کنیم و به ما قبل از راه رفتن، دویدن می آموزند . درعصرماشین، ما عادت کرده ایم تصاویر زندگیمان را از پشت قطار سریع السیر تماشا کنیم ، تصاویری که به سرعت ازجلو چشمانمان میگذرند وگاه چنان سریع که انگار هرگزدیده نمیشوند.برای همین است که همیشه میدویم و نمی رسیم، به دنبال خوشبختی ، آسایش ، آرامش ، زیبایی ، عشق وشانس بزرگ....مسیر زندگی را تند تند طی می کنیم ، غافل از اینکه همین اتفاقات ساده ای را که براحتی از کنارشان عبور می کنیم؛ شاید آن مفهومی باشد که همه عمر به دنبالش هستیم . رمضان از آن وقتهای طلایی زندگی ماست، به سادگی از کنار روزها و دقیقه ها و ثانیه هایش نگذریم،راحت سحرهایش را نگذرانیم ،در این ماه خدا به همه چیز رنگ و بوی تازه میدهد خواب و بیداری،خوردن و نوشیدن و خواندن قران و دعا.... به کجا چنین شتابان؟؟کمی آرامتر!! شاید این موسیقی الهی که می شنوی ، به افتخار تو دارد اجرا می شود ، آرام باش و بشنو


تعداد بازدید از این مطلب: 216
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟