نویسنده : baran68
تاریخ : یکشنبه 16 فروردین 1394
نظرات 0

سیاهی چادر

یک صفحه سفید گذاشت جلوی دختر و گفتː

-بنویس! هر چه می خواهی بنویس!

بد,زشت,احساسی,هیجان انگیز,

دوست داشتنی,هی بنویس و پاک کن….

چند دقیقه بعد صفحه سفید کاغذ پراز علامت و حرف بود

چروک و خط خطی و کثیف جای پاک کردن ها

و نوشتن های مکرر رویش دیده می شد.

کاغذ را گرفت.یک کاغذ سیاه به او داد و گفتː

-

دختر گفتː

استاد چادرش را سرکرد و لبخند ملیحی زد.

نگاه دختر به سیاهی چادر خیره ماند.

حجاب واکسن مقابله با تیر نگاه های آلوده است…. .

آیا خود را واکسینه کرده ای؟


تعداد بازدید از این مطلب: 223
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟