نویسنده : baran68
تاریخ : شنبه 02 خرداد 1394
نظرات 0

 شبی غمگین،شبى بارانى وسرد،مرادرغربت فردا رهاكرد،دلم درحسرت دیدار او ماند،مراچشم انتظاركوچه هاكرد،به من میگفت\"تنهایى\"غریب است،ببین باغربتش بامن چه هاكرد،تمام هستیم بود و ندانست،كه درقلبم چه آشوبی به پاكرد،او هرگز شكستم را نفهمید ،اگرچه تا ته دنیا صدا كرد...


تعداد بازدید از این مطلب: 108
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟