آمار مطالب

کل مطالب : 334
کل نظرات : 49

آمار کاربران

افراد آنلاین : 0
تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 1
باردید دیروز : 6
بازدید هفته : 11
بازدید ماه : 112
بازدید سال : 652
بازدید کلی : 652
نویسنده : baran68
تاریخ : پنج‌شنبه 27 فروردین 1394
نظرات 0

 در من مگر تو منعکسی چندی ست که دشمن اند آینه ها با تو

این لا شریک کیست که الّا من ؟ این لا اله کیست که الا تو؟

زل میزنیم خیره به سمت هم از پشت پرده ای هیجان انگیز

هر عصر در نقاب تقاضا: من، هر صبح در حجاب تماشا : تو

یک روز ،من منم ،دو سه شب ،من :تو ، یک هفته تو منی که رها در باد

من: تو،تو: من،هنوز نفهمیدم، این که منم خلاصه منم یا تو؟

عینک زدم، تمامی قران را از ذره بین چشم شما خواندم

هی دست و پا زدم وسط آیات در جستجوی حیرت و حالا تو

جای سلام و خسته نباشی باز در روبه روم پرده می آویزی

من با هزار شک و گمان اینجا و با یقین نشسته ای آنجا تو

من اندکی شبیه شما بودم تا اینکه یک فرشته خبرآورد

با من بدند کل زمینی ها ، حتی پیمبران تو ،حتی تو

ای از ازل دلیل شهید و خون ای تا ابد حدیث من و مجنون

نه می روی درست و نه می آیی آخر بگو چکار کنم باتو؟

عمریست یک تفاوت نامفهوم بین من و تو جنگ به پا کرده است

تو اعتماد میکنی اما من... من اشتباه میکنم اما تو

محمد مرادی


تعداد بازدید از این مطلب: 223
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران