آمار مطالب

کل مطالب : 334
کل نظرات : 49

آمار کاربران

افراد آنلاین : 0
تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 1
باردید دیروز : 6
بازدید هفته : 11
بازدید ماه : 112
بازدید سال : 652
بازدید کلی : 652
نویسنده : baran68
تاریخ : شنبه 11 مهر 1394
نظرات 1

چند روز پیش برای خرید شیرینی به یک قنادی رفتم . پس از انتخاب شیرینی ، برای توزین و پرداخت مبلغ آن به صندوق مراجعه کردم.
آقای صندوقدار مردی حدوداً ۵۰ ساله به قول دوستان فاقد نشانه های ظاهری مذهبی!
القصه…

هنگام توزین شیرینی ها ، اتفاقی افتاد عجیب غریب !
اتفاقی که سالهاست شاهدش نبودم . حداقل در تهران ، مدتها بود که چنین چیزی را ندیده بودم .

آقای شیرینی فروش جعبه را روی ترازوی دیجیتال قرار داد ، بعد با استفاده از جدول مقابلش وزن جعبه را از وزن کل کم کرد . یعنی در واقع وزن خالص شیرینی ها(NET WEIGHT) را به دست آورد . سپس وزن خالص را در قیمت شیرینی ضرب کرد

درادامه<<<<<<<<<


چند روز پیش برای خرید شیرینی به یک قنادی رفتم . پس از انتخاب شیرینی ، برای توزین و پرداخت مبلغ آن به صندوق مراجعه کردم.
آقای صندوقدار مردی حدوداً ۵۰ ساله به قول دوستان فاقد نشانه های ظاهری مذهبی!
القصه…

هنگام توزین شیرینی ها ، اتفاقی افتاد عجیب غریب !
اتفاقی که سالهاست شاهدش نبودم . حداقل در تهران ، مدتها بود که چنین چیزی را ندیده بودم .

آقای شیرینی فروش جعبه را روی ترازوی دیجیتال قرار داد ، بعد با استفاده از جدول مقابلش وزن جعبه را از وزن کل کم کرد . یعنی در واقع وزن خالص شیرینی ها(NET WEIGHT) را به دست آورد . سپس وزن خالص را در قیمت شیرینی ضرب کرد
و خطاب به من گفت: “12000 تومان قیمت شیرینی به اضافه 800 تومان پول جعبه می شود به عبارت12800 تومان “

نمی دانم مطلع هستید یا خیر! ولی سایر شیرینی فروشیهای شهرمان ، جعبه را هم به قیمت شیرینی به خلق الله می فروشند.
و اصلاً راستش را اگر بخواهید بیشترشان معتقدند که بیش از نیمی از سودشان از این راه است. اما فروشنده مذکور چنین کاری نکرد. شیرینی را به قیمت شیرینی فروخت و جعبه را به قیمت جعبه. کاری که شاید درذهن شمای خواننده، عادی باشد ولی در این صنف و در این شهر به غایت نامعمول و نامعقول !
رودربایستی را کنار گذاشتم و از فروشنده پرسیدم : “ چرا این کار را کردید؟!! ” ابتدا لبخند زد و بعد که اصرار مرا دید ،

اشاره کرد که گوشم را نزدیک کنم
سرش را جلو آورد و با لحن دلنشینی گفت : “ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. ویل للمطففین…”
و بعد اضافه کرد :
وای بر کم فروشان!
داد از کم فروشی!
امان از کم فروشی!

پرسیدم : یعنی هیچ وقت وسوسه نمی شوید؟!! هیچ وقت هوس نمی کنید این سود بی زحمت را….

حرفم را قطع می کند : چرا!
خیلی وقتها هوس می کنم. ولی این را که می بینم…و اشاره می کند به شیشه میز زیر ترازو.
چشم می دوزم به نوشته زیر شیشه :
امان ز لحظه غفلت که شاهدم هستی!


چیزی درونم گُر می گیرد . ما کجاییم و بندگان مخلص خدا کجا !
هزاربار تصمیم گرفته ام آدمها را از روی ظاهرشان طبقه بندی نکنم.
به قول دوستی، Lable نزنم روی آدمها.
ولی باز روز از نو و روزی از نو.
راستی ما کم فروشی نمی کنیم؟
کم فروشی کاری ،
کم فروشی تحصیلی ، گاهی حتی کم فروشی دینی ومذهبی و رفاقتی و..... !

تعداد بازدید از این مطلب: 119
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

/images/anymous.png
مباحث اخر الزمان در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلام خیلی ممنون شما چطورید مدتی بود که نبودی نگران شدم انشائ الله که موفق باشید در خدمتتان هستم


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران