نویسنده : baran68
تاریخ : سه‌شنبه 01 اردیبهشت 1394
نظرات 1

 

یادگاری (شعر) ..

خسته تر از آنم که در معنا بگنجم ..
ریحان شده همچون گلی در جویباری ..

بی روح و تنها می رود بر دستِ امواج ..
آرامشِ رویایِ شب هایِ خیالی ..

من می روم اما دلم دستت امانت ..
تو ماندی و این دل ، دلی حالی به حالی ..

"شاید که روزی بازگردی از سفرها "
من ماندم و این آرزوهای محالی ..

یادت که می آید کجا گشتم اسیرت ..
پیشِ همان حوضِ قدیمی ، دارِ قالی ..

آن استکان چایی و قند لبانت ..
به به ! چه عالی بود ، عالی بود ، عالی ..

دشتِ پر از طارُم ، هوایِ خانه دارم ..
رویِ تو بوسیدن ، میان دشتِ شالی ..

( ریحان )


تعداد بازدید از این مطلب: 214
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

/images/anymous.png
شهاب الدین در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلام خوبی قشنگ بود



نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟